خبرآنلاین
۲۹ مه ۲۰۰۹ - ۸ خرداد ۱۳۸۸


بشنوید - ارزش مجموعه آثار هنری موزه هنرهای معاصر تهران از زبان غلامحسین نامی نقاش و هنرشناس

موزه هنرهای معاصر یک ایستگاه فرهنگی بی مانند است در شهری بزرگ و در بهترین نقطۀ خیابان امیرآباد که بعدها نام کارگر به خود گرفت.
تازه که در سال ۱۳۵۶ بنا شده بود، شکل ساختمانش وسوسه انگیز بود و نیز مجسمه هایی که در محوطه اش قرار داشت. یک بنای خوابیده در نهفت خیابان امیرآباد، و پستی های پارک لاله که هنگام عبور از خیابان جلوه ای نمی فروخت. اما وقتی کنار نرده های آن می ایستادی، و چشم بر درخت های سر به فلک کشیدۀ پارک می دوختی، بام ساختمان را می دیدی که بادگیرهای یزد را به خاطر می آورد یا کبوترخانه های اصفهان را. اما اینها که بر بام ساختمان بود همان بادگیرهای طبس و یزد و مناطق کویری خودمان بود که در تهران چاق تر و کوتاه تر شده بود یا سمبل دیگری که باید می رفتی و پیدایش می کردی؟
بعد، یک روز که به مناسبتی وارد ساختمان می شدی، از سمت راست، روی سرامیک های زیبا حرکت می کردی، از کنار تابلوهایی که به دیوار آویخته بود عبور می کردی تا به سالن بزرگ برسی. سالنی که عظمتش در بین گالری هایی که تا آن زمان دیده بودی بی نظیر بود و به نوبت خود به راهروهایی راه باز می کرد که وسیع بود و دو طرف آنها باز هم تابلوهای نقاشی.
وقتی راهروها به پایان می رسید وارد سالن های کوچک و بزرگ دیگری می شدی، همه تو در تو، عین داستان های کلیله و دمنه و هزار و یک شب، و تماشای تابلوها را ادامه می دادی و از این سالن به آن سالن می رفتی و بعد ناگهان خود را در همان جا می دیدی که وارد موزه شده بودی. حیرت می کردی که از کجا رفتی و از کجا سر در آوردی، تعجب می کردی از طرح بنا و نرمی شیب که هیچ متوجه آن نشده بودی و عین پله های تخت جمشید بود که حتا با اسب هم می توانستی و می توانی از آنها بالا و پائین بروی.
پرس و جو می کردی و در می یافتی که این بنای با عظمت که بی ادعا و فروتنانه در پستی های پارک لاله نهفته، کار کامران دیباست. همان که بناهای پارک شفق و پارک نیاوران را هم طراحی کرده و شهر شوشتر را که نیمه کاره رها شد. امروز که از کنار موزه هنرهای معاصر تهران عبور می کنی می دانی که کامران دیبا با همین چند اثر، یادگارهایی از خود به جا گذاشته که فراموش کردنشان ممکن نیست. بهترین شان ساختمان همین موزه.
بیش از آنکه زیبایی بنا و شگفتی طراحی آن مطرح باشد، مرکزیت فرهنگی آن مطرح است. نمایشگاه هایی که در موزه هنرهای معاصر برپا می شود، هر نمایشگاهی نیست. همواره نمایشگاه هایش واقعه ای فرهنگی و هنری به شمار می آید و دید مخاطبانش را نسبت به پدیده های نو در عرصۀ هنر روزآمد می کند. تمامی نمایشگاه های آن درخور اعتنا و تمامی کتاب ها و آثار چاپ شدۀ آن منبع و مأخذی برای دانشجویان و استادان هنر به شمار می آید. حتا جلسات سخنرانی اش از اعتبار و اهمیت بیشتری برخوردار است.
در چند سال اخیر که دکتر سمیع آذر اداره اش کرد واقعا برنامه هایش فکر شده تر از پیش هم بود. از جمله همین نمایشگاه گنجینه های موزه که پیش از آن در انبارهایش خاک می خورد و به نمایش گذاشته نمی شد، در آن زمان به نمایش گذاشته شد. گنجینه ای که شاید میلیاردها می ارزد و بجز یکی دو اثر آن همه در جمهوری اسلامی هم قابل نمایش دادن است. خوشبختانه این گنجینه بار دیگر به نمایش درآمده است.
در این نمایشگاه که تا روز ۱۵ تيرماه برپاست، حدود ۱۲۰ اثر اروپایی به نمایش درآمده است که مربوط به نقاشی و مجسمه سازی است. در این میان آثاری از جکسون پولاک، پیکاسو، اندی دارهول، ژرژ براک، سالوادور دالی و دیگر هنرمدان برجسته فرنگی که پیرو مکتب هایی چون کوبیسم، اکسپرسیونیسم، آبستره و مینی مالیسم بودند، دیده می شود.
اما مراسم افتتاحیه در مقایسه با دیگر نمایشگاه ها خلوت بود، هرچند این نمایشگاه نام های هنرمندان بزرگی را یدک می کشید، یک دلیل این موضوع می تواند زمان نزدیک آن به انتخابات باشد، چون بیشتر جوانان در کارزارها و سخنرانی ها حضور دارند و دلیل دیگر آن ممکن است تکراری بودن تعداد بیشتر تابلوهای نمایشگاه باشد که دو سال پیش نیز به نمایش درآمده بود.
با توجه به قیمت بالای این تابلوها و این که هیچ بیمه گری حاضر به بیمه این آثار نشده است، ضرورت موزه اختصاصی برای این آثار احساس می شود. این موضوع می تواند باب تازه ای در جذب گردشگران فرهنگی و هنری را باز کند.
کسانی که نام موزه هنرهای معاصر را برای این بنیاد فرهنگی برگزیدند، به یقین می خواستند اینجا مکانی باشد که بینش هنرمندان و علاقه مندان هنر را بر زمان کند. کاری که در سه دهه اخیر به خوبی از عهدۀ آن برآمده است.
در گزارش مصور اين صفحه که جواد منتظری تهيه کرده است، برخی از آثار اين نمايشگاه را می بينيم و نظر کارشناسان و هنرجويان در باره آنها را می شنويم.

Design by K. Nami | 2010